لحظه دیدار ( اخوان ثالث )
لحظه دیدار نزدیک ست
باز من دیوانه ام ، مستم
باز میلرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم.
های! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ!
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست!
و آبرویم را نریزی دل!
ای نخورده مست!
لحظه دیدار نزدیک ست.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 13:59 توسط امیرحسین
|
آخرین سفرنامه باران این است که زمین چرکین است....